تبلیغات
افسانه جومونگ - خلاصه قسمت هشتم جومونگ (قسمت 8 سریال جومانگ)

افسانه جومونگ

تصاویر بازیگران وحذفیات افسانه جومونگ

 

خلاصه قسمت هشتم جومونگ (قسمت 8 سریال جومانگ)

 

نوشته شده توسط:کیارش نعمت گرگانی

خلاصه قسمت هشتم سریال جومونگ رو براتون گذاشتم از دیدن سریال لذت ببرید

کارگزار یون تابال خبر می یاره كه طی مذاكراتی كه با دوچی داشتم اون گفته خود یون تابال باید بیاد و به دست و پای من بیفته و كارهایی كه می گم انجام بده والا دخترش را می كشم.

http://i35.tinypic.com/2w74wgy.jpg

جومانگ هم همچنان داره التماس سوسونو می كنه تا فرار كنه ولی این دختر اینقدر مغروره كه حتی حاضر نیست جون خودش را نجات بده.

http://i36.tinypic.com/5pe5hv.jpg

سركارگر دوچی می یاد می بینه نگهبانا سنگر را رها كردن و دارن مثل گاو می خورن می یاد یه ابروریزی راه می ندازه كه نگو و نپرس و خلاصه مجبورشون می كنه برگردن سر پستشون كه نگهبانی از سوسونو باشه

http://i33.tinypic.com/548j4.jpg

جومانگ بالاخره اونو راضی می كنه كه فرار كنه در اصل بهش می گه دختر تو چرا اینقدر لجبازی حالا كه وقت این حرفا نیست اگه نری اون تو را می كشه.یه چیز جالب هم بهش می گه می گه كه برای دوچی كشتن ادم ها مثل كشتن گاو و خوك می مونه (بیچاره سوسو نو) كی می خواد نجاتش بده

و كمكش می كنه كه از رو پشت بوم فرار كنه و در واقع براش قلاب می گیره

http://i38.tinypic.com/2lnbh2b.jpg


اون دزدها كه می یان می بینن دختره داره فرار می كنه می گیرن جومانگ را تا حد مرگ كتك می زنن انصافا دل من كه تو این صحنه خیلی براش سوخت

http://i37.tinypic.com/29dhljn.jpg


وقتی هانگ می بینه كه دارن جومانگ را می زنن چاره ای نداره جز این كه بگه اون پرنس بویو هستش تا جونش را نجات بده

http://i34.tinypic.com/hrzvh3.jpg

اونا هم تا می فهمن اون یه پرنسه می افتن به دست و پاش تا اونا را ببخشه و می برنش ....

http://i33.tinypic.com/25z31w5.jpg

یون تابال كه غافل از همه جاست می یاد تا با دوچی معامله كنه تا دخترش را آزاد كنه دوچی می گه دو برابر اون نمك های قاچاقی كه باعث شدی از دس بدم باید بهم بدی و بعدش هم به دست و پام بیفتی تا آزادش كنم. یون تابال هم كه چاره ای نداره قبول می كنه ولی می گه اول باید ببینم دخترم سالمه دوچی هم دستور می ده دخترش را براش بیارن تا ببینه

http://i37.tinypic.com/28w1m0.jpg

سركارگر دوچی وقتی می ره می بینه اونا فرار كردن می یاد و به دوچی می گه بیا بیرون كارت دارم و تا می ره بیرون بهش می گه اونا رفتن كه دوچی هم میزنه تو سرش و می گه نزار یون تابال بفهمه

http://www.free2upload.com/img008/snu1dqq1z3a9h4a6b2.gif

دوچی می یاد و به یون تابال می گه اگه دخترت را می خوای باید همه زندگیت را بدی كه یون هم شك می كنه و احساس می كنه كه اتفاقی افتاده بنا براین پا می شه كه بره و نقشه دو چی نقش بر آب می شه

http://www.free2upload.com/img008/z8cxn5zqhk3ynsprnk0.gif

تو حول و نگرانی دختره هستن كه تا درب خونه را باز می كنن می گه:
آپوچی (بلا برده خوب بلده دل بابایی را كباب كنه ها)

http://www.free2upload.com/img008/lv0iuqxvvw3rual4k8q.gif

سوسونو می یاد و جریان اینكه جومانگ آزادش كرده را تعریف می كنه و همه كه دیدن تو سفر اون خیلی چورمنگ بود بهت زده می شن ولی یون تابال می گه اگه بیاد اینجا بهش پاداش می دم

http://www.free2upload.com/img008/6w8xwfc51lhqn6nslek.gif

اون 3 تا دزد هم جومانگ را می یارن تا در زندان غار كه در اداره برادرشونه (همون استاد رزمی كار جومانگ) مخفی كنن و هی به اون می گن ارباب ..سرورم و..... كه جومانگ می گه به من بگین برادر من دیگه شازده نیستم و از این حرفا

http://www.free2upload.com/img008/0twrzvnfpi9n1601d40f.gif

استاده تا جومانگ را می بینه تعجب می كنه و به اون 3 تا می گه چرا اینا اوردین اینجا و خلاصه با یه كم پول و معامله و اینا قبول می كنه كه اون اینجا مخفی بشه

http://www.free2upload.com/img008/jde4f2m3bp829486b7n.gif
و می یاد تو زندان هه مو سو و بهش می گه یكی را برات می یارم تا باهاش هم صحبت بشی

http://www.free2upload.com/img008/1bmwqt6lb1m7lm12zrb0.gif

اینا هم هنوز دنبال جومانگ هستن كه خبر می رسه پادشاه ازتون خواسته به آهنگری برین

http://www.free2upload.com/img008/t1nob0prr5hakc5tqud.gif

شاه هم اومده تا شمشیر جدید موپال مو را امتحان كنه و ببینه كه آخرش این مو پال مو تونست شمشیر فولادی بسازه
ولی تا به شمشیر نیگا می كنه می گه لازم به امتحان نیست از ریختش معلومه كه به درد نمی خوره و به شازده ها می گه كه در ساخت شمشیر پولادی به مو پال مو كمك كنین

http://www.free2upload.com/img008/51dnefvclani222iacm2.gifhttp://www.free2upload.com/img008/9owdgrjfzzegvvr4sjce.gif

از طرفی اون 2 تا تحفه را فرا می خونه و 2 تا پست نون و آبدار حسابی از امور كشوری بهشون می ده كه رو سر همه كه هیچی رو سر خودشون هم 2 تا شاخ گنده در می یاد

http://www.free2upload.com/img008/prblygy9ca0o4aicd3.gif

این ایل بد جنس هم به مباركی این پست های نون و اب دار جشن می گیرن

http://www.free2upload.com/img008/23c6mwh0x8ah29ikxsm2.gif

جومانگ در زندان غار روزها با استادش تمرین شمشیر زنی می كنه و می تونه اونو مغلوب كنه

http://www.free2upload.com/img008/3vigngqkwe9iice5jhxv.gif

خوشحال از برد استادش به سلول می یاد كه هه مو سو بهش می گه داری تمرین شمشیر زنی می كنی و... و سر حرف را باهاش باز می كنه و از ارتش دامول و... می گه

http://www.free2upload.com/img008/rd7e88eu1e972qx84cp.gifhttp://www.free2upload.com/img008/7r3ee6g30d60ts0hpl5y.gif


در نامه ها و اخباری كه از قبایل به یون تابال رسیده یكیش اینه:
در ایالت گودا زنی كه تا بحال 12 شكم زاییده بود در حین زاییدن سیزدهمین بچه از دنیا رفت كه شاه گودا برایی او بسیار گریست.
سوسونو داره به این خبر می خنده كه باباش دعواش می كنه و می گه می دونی معنیش چیه؟؟؟؟
یعنی شاه گودا می خواد لشكری قوی درست كنه و.....
كه سوسونو خیلی خجالت می كشه و قول می ده دیگه به اخبار رسیده خوب دقت كنه

http://www.free2upload.com/img008/ga09gj2vxxe44e05b4rd.gif

در همین حین خبر می یاد كه شاهزاده ی بویو به دیدن سوسونو اومده(غلت كرده پسره ی بی ریخت و بد قواره ی نكره كه عاشق سوسونوی ما شده)

http://www.free2upload.com/img008/sls5oiwx0tvgl4bpnp2s.gif

سوسونو می خواد اونو دست بندازه كه همون خبری كه براتون گفتم را بهش می گه و می گه نظرتون چیه؟؟؟؟

http://www.free2upload.com/img008/8cwkf7ve9lmv5jmx1uia.gif

كه شاهزاده متاسفانه جواب دندان شكنی می ده و سوسونو خیتی به بار می یاره

http://www.free2upload.com/img008/v1870sank4xoaq50mny6.gif

وقتی اون می ره باباش می گه دیدی چطوری بهت نیگا می كرد؟؟؟؟؟ اون عاشقت شده من كه خیلی خوشحالم و سوسونو می گه من كه اصلا خوشحال نیستم اگه می خوای اون انتر دامادت بشه یه دختر دیگه پیدا كن

http://www.free2upload.com/img008/xb98j4zyxcr1ndr8n8zl.gif

سوسونو این نگهبانش را فرستاده تا همه جا دنبال جومانگ بگرده و پیداش كنه كه اونم می گه نیروهای دوچی همه دنبالشن و به زودی اونو پیدا می كنن

http://www.free2upload.com/img008/xb98j4zyxcr1ndr8n8zl.gif

اون 3 تا دزد كه حالا خاطر خواه جومانگ شدن براش شراب و غذا می یارن تو زندان

http://www.free2upload.com/img008/p13qb0qg2lbj9hww00.gif

اوونم می شینه با هه مو سو بخوره كه اون می گه من گوشت نمی خوام اگه می شه بهم شراب بده

http://www.free2upload.com/img008/6c080diouq2ybj6qoxl4.gif

و خاطرات گذشته اش و اینكه چطوری اسیر شد و كور شد و زنش را گم كرد .... را می گه

http://www.free2upload.com/img008/u4csvom2trh8wbahiw8.gif

نگهبان غار برای خواهرش كه خدمه بانو یوهوا هستش خبر می یاره كه جومانگ در زندان غار پیش منه

http://www.free2upload.com/img008/etuhcxu0yfx16wfmrjjo.gif

یوهوا تا خبر را می فهمه سریع آماده می شه تا پیش جومانگ بره و اونو ببینه

http://www.free2upload.com/img008/8eiqwx0q7h1n5qa0bruy.gif
شبانه و مخفیانه به زندان غار می یاد كه متاسفانه مامور شاهزاده داسو اونا را تعقیب می كنه

http://www.free2upload.com/img008/5w5drv53obdl4mzcu9vd.gif

جومانگ هم داره لوح شمشیر زنی كه استادش بهش داده را تمرین می كنه

http://www.free2upload.com/img008/r3pkbfmwu3os2qcol6i.gif

كه هه موسو می گه می خوای در ازای اینكه با من همدم شدی من بهت آموزش بدم؟؟؟؟ كه اون می گه اخه تو كوری اونم می گه درسته من نمی بینم ولی دلم در همه این سالها زنده بوده و با دلم می بینم

http://www.free2upload.com/img008/8xhhihpz8qzudeqhod.gif

خبر می دن بیا كه مامانی اومده ببینتت ماچ نمی كنن چرا؟ اینا چه مادر و فرزندیی هستن؟ فقط مامانی می یاد كه ببینه اون سالمه و بره

http://www.free2upload.com/img008/eh16uj9b9ptll0osdd.gif

كه هه مو سو صدای بانو را حس می كنه ولی نمی تونه كه ببینه
این صحنه زیباترین سكانس این قسمته كه با یك اهنگ ملایم و غم ناك خیلی به ادم فاز می ده

http://www.free2upload.com/img008/ux5e5f9pp7g6bi4ystdz.gif

به ملكه خبر می دن كه جومانگ در زندان غار مخفی شده كه اون می گه مگه همچین جایی تو بویو داریم و اونا می گن داریم

http://www.free2upload.com/img008/et88b0m0oyfuthodoysn.gif

پیش شاه می یاد و اول یه كم چاپلوسی می كنه كه ممنون كه پسرام را سر كارهای مهم گذاشتی و....
و بعد می گه شما می دونی كه ما در بویو یه زندان مخفی داریم؟

http://www.free2upload.com/img008/h3lijwig09t1gi8wpd3.gif

شاه هم عصبانی می یاد پیش وزیر و گلایه می كنه كه چرا تا حالا به اون این مطلب را نگفته و می گه من باید به دیدن اون زندان برم!!

http://www.free2upload.com/img008/c6ws01kwktu863z32fd.gif

وزیر پیش یو می یول می یاد و می گه شاه موضوع را فهمیده و اگه اون بره به زندان و هه مو سو را ببینه هممون را سرویس می كنه

http://www.free2upload.com/img008/pkdd6n79xtubpad99rf.gif
از طرفی هه مو سو داره به جومانگ اموزش می ده

http://www.free2upload.com/img008/xb4t3h101tw3csud0xb.gifhttp://www.free2upload.com/img008/2j3i1i9bd6wflou7kvh.gif


در قسمت بعد:
داسو چه نقشه ای برای جومانگ داره؟؟؟؟؟؟
آیا شاه و هه مو سو همدیگه رو می بینن؟؟؟؟؟؟؟؟؟



حمیرا
دوشنبه 1 مهر 1392 01:57 ب.ظ
این فیلم را بزاید خیلی خوبه دوستش دارم این فیلم ها
حمیرا
دوشنبه 1 مهر 1392 01:54 ب.ظ
فیلم جومونگ خیلی خوبه خیلی باها من دوست دارم این فیلم ها را بده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر